هيچ عملی به اندازهء ازدحام مردم "ترک زبان" تبريز در دفاع از نام خليجی که قرن هاست "فارس" خوانده می شود نمی تواند وحدت مردم آذربايجان با مردم ديگر نقاط ايران را به نمايش بگذارد... و براستی وقتی چهارتا و نصفی اميرنشين "ساخت انگليس" گرد هم می آيند و بر جمع خود نام "امارات متحدهء عربی" می گذارند آيا شرم آور نيست اگر کسی بخواهد "ايالات متحدهء ايران" را از هم تکه و پاره کند و مردم بالقوه ثروتمند اما گرفتار راهزنان آن را برای هميشه دچار فقر و بدبختی و ديکتاتوری های نوع استالينی بسازد؟ ... [
ادامه مطلب]
بايد از آيت الله خامنه ای پرسيد که آيا هنرمندان و کارگران و متخصصين سرزمينی گرفتار استبداد و جباريت می توانند به چنان خلاقيتی برسند که برای ايشان ـ در امروز، قرن بيست و يکم ـ نيز مايه افتخار باشد ... [
ادامه مطلب]
جامعه انسانی، تاکنون بسياری از انواع دموکراسی را تجربه کرده است يا به لحاظ نظری تدوين کرده است. ما امروزه انواع دموکراسیها را تجربه کردهايم و در آينده نيز اشکال بسيار متنوعی از دموکراسی را کشف خواهيم کرد. محدود کردن جامعه انسانی به اين يا آن نوع از دموکراسی يعنی خلع سلاح کردن انسانها از ابزارهای نوين سياسی برای تحقق اراده آن ها ... [
ادامه مطلب]
فساد بیحد، اعتياد، خرافات، تنفروشی دختران، خيابانگردی بچهها، کارتنخوابی، چپاول و دزدی و رشوهخواری، ثروت های کلانِ بادآورده، اختلافِ وحشتناکِ طبقاتی که آمار آن ها از سوی مقاماتِ حکومتی منتشر میگردد؛ چه کسی مسئول است؟ چرا دولتهای مورد حمايتِ شما به جای شعارهای توخالی و مردمفريب و نخنما شده، حقايق را نمیگويند؟ چه شد آن آزادی و برابری و عزت و نيک فرجامی که قرار بود نظامِ اسلامی منادی آن باشد؟ ... [
ادامه مطلب]
جنبش ۶۸ چه خصلتی داشت؟ به چه اعتبار "جنبش" خوانده میشود؟ چه تاثیری به جا گذاشت؟ آیا در میان دانشجویان ایرانی تاثیری مشابه با تاثیر خود بر دانشجویان اروپایی و آمریکایی داشت؟ نکته کانونی نوشته این است که جامعههای غربی این امکان و توانایی را داشتند که جنبش ۶۸ را در خود جذب کنند و آن چه را از آن گرفتنی بود، برگیرند. با این کار قلمرو آزادی را در درون خویش گسترش دادند. ما اما از التهاب غرب چیزی نیاموختیم جز سادهنگری و شعاردهی و خشونت ... [
ادامه مطلب]
در عصری که دوگرايی "بومی / جهانی" تا حدود زيادی موضويت خود را از دست داده است، اين استدلال که به بهانه شرايط و ارزش های بومی خاص خود ارزش های جهانشمول را زير سوال ببريم ، کاملا بی معنا گشته است ... [
ادامه مطلب]
سياستمداران ايرانی نشان دادند که در عصر جنگ های ايدئولوژيک نيز هنر باستانی و گرانقدر دسيسه سياسی هم چنان از ميان نرفته است. ايرانيان به درستی از ديرباز استاد سياست شرقی موازنه بوده اند. پادشاهان ايران قرن های متمادی حکومت های بی دفاع خود را بين روسيه و انگليس به زحمت حفظ کردند آن هم با اين سياست که اين دو ابرقدرت رقيب را به جان يکديگر بيندازند ... [
ادامه مطلب]