کتابخانه حقوق بشر



















سه شنبه 7 مهر 1383

منجيان قلابي، پيامبران عامي: روح الله خميني و اهوراي يزدي، مجيد محمدي

مرز ميان توهم و واقعيت در جهان استبداد زده مغشوش مي شود: هم براي مستبد كه مدام از دشمن موهوم سخن مي گويد، هم براي تحت استبداد كه مدام بايد منجيان قلابي و پيامبران عامي خلق كند و هم براي اپوزيسيون كه مي خواهد تهران را يكشبه تصرف كند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اول. هنوز بسياري هستند كه روش به حركت در آوردن و بسيج عمومي تودهء مردم و پس از آن، تزلزل حكومت فعلي و قبضهء قدرت را از انقلاب ديني 1357 الگو برداري مي كنند. اينان به نحو غريزي بيش از روشنفكران و تحصيلكردگان تودهء مردم را مي شناسند و مي دانند چگونه آنها را به حركت در آورده و سپس بر گردهء آنان سوار شوند. باور ها و شعائر مذهبي آن چنان در تودهء مردم ايران ريشه دارد كه حتي روشنفكران ديني نيز در بسياري از موارد نمي توانند از آنها فاصله بگيرند و آنها كه طمع قدرت دارند از انتقاد از فرهنگ عمومي طفره مي روند. در اين روش بسيج عمومي چهار نكته محوريت دارند:

يك. رهبري فردي كه ميزان درك وي از سطح درك عموم شهروندان پايين تر است و تنها با اتكا به اسطوره ها و افسانه ها هويت اجتماعي مي يابد. تنها چنين رهبري است كه مردم مي توانند وي را از خودشان بدانند، مردمي كه هنوز درصد بيسوادي آنها دو رقمي و ذرصد كم سوادي انها نيز بيش از 50 است. در جامعه اي كه مذهب قدرتمند است حتي اگر دمكراسي باشد كساني مثل بوش و ريگان انتخاب مي شوند. در جامعه اي كه صدها هزار، و اكنون ميليونها نفر، تحصيلات دانشگاهي دارند كساني سكان رهبري را به دست مي گيرند كه زبان فارسي را نيز نمي توانند همانند دانش آموز كلاس ششمي در بروجرد يا زابل صحبت كنند و منتقل كنندگان پيامهاي آنان بايد جملاتشان را دهها بار ويرايش كنند. خميني و اهوراي يزدي و مسعود رجوي و دنباله هاي آنها در هر سه طيف سلطنت شاهنشاهي، سلطنت فقيه، و سلطنت فرقه اي همين الگوي رهبر عامي و پشت كوهي را منعكس مي كنند. هرچه رهبري جنبش تخيلي بيسواد تر باشد سطح توهم بالاتر رفته و متوهمان پيرو، راحت تر آن توهمات را باور مي كنند.

دو. عدم ارائهء هيچ روش و طرحي براي دوران جديدي كه قرار است آغاز شود و واگذاري آن به دست تقدير. خميني و اهورا و مريم رجوي تنها از ظلم موجود مي گويند و وعده هاي تحقق نا پيداكردني مي دهند. اينان هيچ نكته اي براي ” پس- از- ظلم- موجود“ ندارند غير از وجود مبارك خودشان. گويي با پايين آمدن اين بزرگواران از پلكان هواپيما بهشت موعود بنا خواهد شد.

سه. توهم و تخيل مبناي اين گونه داستانسرايي ها و حركتهاست. مردمي كه مي توانند چهرهء خميني را در ماه ببينند مي توانند منجي اي را كه با دهها هواپيما خواهد آمد و آنها را با گفتن شِزِم نجات دهد باور مي كنند. مرز ميان توهم و واقعيت در جهان استبداد زده مغشوش مي شود: هم براي مستبد كه مدام از دشمن موهوم سخن مي گويد، هم براي تحت استبداد كه مدام بايد منجيان قلابي خلق كند و هم براي اپوزيسيون كه مي خواهد تهران را يكشبه تصرف كند. از اين جهت تفاوتي ميان آقاي اهوراي يزدي و مريم رجوي، خميني و خامنه اي و كساني كه با اينان در عالمي ديگر زندگي مي كنند وجود ندارد. در اين عالم موهوم همهء مردم هم با خامنه اي هستند، هم با آقاي يزدي و هم با مريم رجوي، ونه با اين هستند و نه با آن يا ديگري.

چهار. در اين الگو قرار است تاريخ از نو آغاز شود. اقتدارگرايان حاكم همواره تلاش داشته اند تاريخ ايران را از زماني كه خود حاكم شوند بنويسند. اهوراييان مي خواهند تاريخ اسلامي را پاك كنند. همهء اين برادران به دنبال حذف اند و نه جمع و در كنارهم گذاري.

دوم. اگر بيسواد بودن پيامبران و منجيان در هزاره هاي گذشته مشكل خاصي براي آنان و پيروان آنها ايجاد نمي كرد، درك اجتماعي اندك كساني كه قرار است نقش آنها را در دنياي امروز بازي كنند آنها را به كمدين تبديل مي كند. از همين جهت ما در شرايط موجود با كمدين هاي قهاري مثل خزئلي، حسني، جنتي، مشكيني، محمدي گيلاني، امامي كاشاني و آخرين آنها فتح الله اهورا پيروز خالقی يزدی مواجه هستيم. و از همين جهت در دنياي امروز ديگر كمتر كسي ادعاي پيامبري مي كند. تعلق معجزات به دنياي كهن آنها را باور پذير تر جلوه مي دهد. ما آسان تر مي توانيم به ساده لوحي پدرانمان باور بياوريم تا معجزات پيامبران آنها. رمز خاتميت، علي رغم آنچه از آن با عنوان بلوغ عمومي، جامعيت پيام و لذا بي نيازي از پيامبر جديد ياد مي كنند باور ناپذيري مدعاهاي آنان در دنياي امروز است. پي ريزي اديان بزرگ و ساختن پيامبران جديد صده هاست كه كنار گذاشته شده ، نه به اين دليل كه آخرين پيام - هر چه كه باشد - كفايت مي كند بلكه به اين دليل ساده كه نيازي به انواع تازهء آنها نبوده است و ما فرزندان نسلهاي استبداد و فقر زدهء گذشته ظرفيت كمتري براي افسانه پذيري داريم. افسانه امروز به دنياي هنر و ادبيات پناه آورده اند و در زندگي روزمره نقش كمتري بازي مي كنند. مردم هر منطقه هم هرگاه بخواهند پيامبران و منجيان خود را توليد كرده و خواهند كرد، اما به اسامي ديگر. در دنيايي كه نيازي به پيامبر جديدي نيست، پيامبر جديدي هم ظهور نخواهد كرد. پيامبران قلابي عصر جديد همانا كمدينهايي هستند كه بيش از قد و قامتشان دستمزد دريافت مي كنند و كالاي دروغين به مردم مي فروشند.

سوم. همان طور كه پيش بيني هاي باورمندان راستين هزاره گرايي در باب انتهاي جهان در پايان سال 2000 به تعويق پايان جهان انجاميد و بايد هزاره اي ديگر را منتظر اين رخدادِ از پيش طراحي شده براي ترساندن خلائق و كنترل آنها توسط پيشوايان مذهبي باشيم 10 مهر ماه نيز خواهد آمد و اتفاق خاصي در ايران نخواهد افتاد و منجيان عالم بشريت نجات را به تعويق خواهند انداخت. اين نجات توهمي همچنان بايد بر فراز اذهان و قلوب مردم رنجور و استبداد زده معلق بماند تا چرجهء استبداد منقطع نشود. حتي در جوامعي كه ميان مذهب رسمي و حوزهء سياست فاصله انداخته اند توهم نجات با اين اميد كه روزي استبداد را برگرداند به حيات خويش ادامه مي دهد. بوش و همراهان مذهبي اش تحقق چنين اميدي هستند. آنها كه مي خواهند ميان دين و استبداد فاصله بيندازند بايد بشدت از ارائةء وعدهء نجات و وعيد دوزخ بپرهيزند، اگر بتوان اين امور را از چشم ودل مردمان استبداد زده دور نگاه داشت.

چهارم. اهوراي امروز و اهوراي 26 سال پيش و ديگر اهوراهاي تاريخ ايران تفاوت چنداني با يكديگر ندارند. تفاوتي كه وجود دارد آنست كه امروز حداقل از بسياري تحصيلكردگان جامعه توهم زدايي شده و آنها بخوبي مي دانند كه اهوراها با دنباله روانشان چه مي كنند. جمهوري اسلامي زشت ترين چهرهء مذهب را به جامعهء ايران نشان داده و دشوار است اهورا ها بتوانند استبداد ديني ديگر را در زرورق پيچانده و به آنان حقنه كنند. اگر به لحن، زبان، وعده ها، نوع مواجهه با مردم و تاكتيكهاي خميني و اهورا توجه كنيد فاصلهء زيادي مشاهده نخواهيد كرد. هردو مدام هندوانه زير بغل مردم ايران مي گذارند تا بار آنها سنگين شود و در برابرشان زانو بزنند. هر دو مي دانند كه رژيم موجود رفتني است و مي خواهند از اين نمد براي خود و قبيله شان كلاهي بدوزند. رژيم سابق معمولا اين اهورا ها را جدي نمي گيرد: همان كه حاكمان رژيم شاهنشاهي و بهره وران آن دوره به سخنان خميني مي خنديدند امروز نيز مافياي خامنه اي به همراه ما به اهوراهاي جديد مي خندند، اما از اين نكته غافل اند كه خود به سبك اهورايي ظهور كرده و يك اهوراي تازه نفس ممكن است زمام قدرت را از آنان بستاند.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/12439

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'منجيان قلابي، پيامبران عامي: روح الله خميني و اهوراي يزدي، مجيد محمدي' لينک داده اند.

http://www.baba.eparizi.com/biderang/002004.html
اين نوشته مجيد محمدي مثل هميشه گوياست و...
بي درنگ | شادي شاعرانه
September 29, 2004 01:38 AM

Copyright: gooya.com 2008