|
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
20 دی » رانندگی با چشمان بسته
19 دی » جنايت مقدس: پرستار جعلی، دکتر قلابی 17 دی » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد! 16 دی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی 10 دی » نقبی به چاه جمکران
پرخواننده ترین ها
» واکنشهای تند مردم به مجریان صداوسیما، آینده
» نامه خاتمی به هاشمی شاهرودی در مورد آزادی بازداشت شدگان، اعتماد ملی » ویژه: خندق های ایران برای مقابله با تانک های آمریکایی! » ضرغامی، رييس سازمان صدا و سيما: با "فيس بوک" ، "تويتر" و "يوتيوب" نمی توان با مردم ريشه دار اسلامی مقابله کرد، ايلنا » روزنامه جوان: ما نوشته بودیم "م.ق" به خارج رفته نه " محمد قوچانی"! » آهنگ يکشنبه خونين U2 برای ایران (ویدئو) دوم ژوئيه، بارسلون - اسپانیا » يادداشتی برای نسل های آينده، آرش حجازی » استاد مصباح در سایه، کاريکاتور آريا » رسـوایی بزرگ با فاش شدن دروغ و تقلب شورای نگهبان (گزارش تصویری) » من اعتراف می کنم که اعتراف می کنم!، هادی خرسندی تحولات مد لباس در ايران و طرح تخيلي و تماميت طلبانهء لباس ملي، مجيد محمديدر حوزهء عمومي يك جنگ دائمي ميان ميل به نمايش زيباييهاي بدن آدمي و پوشش و آرايش آن و ارادهء حكومت تماميت طلب جهت سركوب اين ميل و كنترل هر چه بيشتر دنياهاي آدميان جريان دارد
اول. تحولات مد لباس در ايران را بايد در دو قلمروي كاملا متفاوت دنبال كرد: حوزهء عمومي كه تحت سلطهء مقررات پوشش ايدئولوژيكي است كه توسط ادارهء اماكن و انصار مافيا (حزب الله) در سراسر كشور اعمال مي شود و الگوي اجباري خود را از سبك زندگي روحانيت حاكم گرفته است، و حوزهء خصوصي كه به كنج خانه ها و مهمانيهاي برگزار شده دور از چشمان حاكميت رانده شده است. در حوزهء خصوصي، مد لباس در ايران كاملا با مد روز جهاني حركت مي كند با اين تفاوت كه فرهنگ ايراني از ميزان نمايش بدن زنان مي كاهد و شدت درخشش رنگها را نيز كاهش مي دهد. لباس در فرهنگ غربي با ديگر اجزاي جامعه و فرهنگ ارتباط انداموار دارد در حالي كه لباس در حوزهء خصوصي زندگي ايرانيان از بسياري بخشهاي ديگر زندگي اجتماعي منفصل شده است و به همين دليل تحولات آن گاه مصنوعي و تحميلي به نظر مي آيند. حتي نگاه به پوشش سنتي در ايران و به كار گيري اجزايي از آن در لباسهاي جديد نيز از دريچهء نگاه غربي به عنوان تنها نگاه ابتكاري، خلاق و همه گير انجام مي شود. همچنين راندن زيباييهاي بدن زن به پستوي خانه ها و تابو كردن چشم نواز ترين صحنه هاي انساني موجب بي توجهي زنان و حتي دختران به انحناهاي بدن خويش و اضافه وزن و خارج شدن بدن آنها از فرم شده و لباسها حتي در مجامع خصوصي گشاد تر و پنهان كنندهء بسياري از زواياي بدن زنان و دختران شده اند. دوم. دو عنصر بر هر گونه طراحي سازمان يافته و سازمان نايافتهء لباس در ايران بيش از هر چيز تاثير گذاشته اند: بحراني بودن هر گونه نمايش بدن انسان و بالاخص بدن زن در حوزهء عمومي، و بحراني و غير عادي بودن حركت و جابجايي زنان در حوزهء عمومي از يكسو و تمايل مفرط براي غلبه بر اين محدوديتها با كمترين دردسر و به شكل دزدي و پنهاني از سوي ديگر. از همين جهت لباس روز زنان ايراني عمدتا به شكلي طراحي مي شود كه با انعطاف پذيري اولا عواقب تخلفات در نقاط مرزي قانوني و غير قانوني اما اعمال شونده را كاهش دهند و ثانيا به آزمون آستانهء تحريك شدن ماموران حكومتي براي برخورد بپردازند. از همين جهت سران حكومت مرتبا بايد به پيروان خود جهت پايين نيامدن آن آستانه تذكر مي دهند. محدوديت در حوزه هايي كه عزم جدي براي مقابله وجود دارد خلاقيت را افزايش می دهد ولباس يكي از آن حوزه هاست. بسياري از زنان ايراني هريك به تنهايي راههاي بيشماري براي گريز از تحميلها و اجبارهاي اجتماعي در محيط خانواده و كل جامعه يافته اند. از اين جهت هيچ كس نمي تواند به تنهايي مدعي طراحي شلوارهاي جين زير زانو يا مانتوهاي چاكداري كه چاكشان تنها با حركت بخوبي نمودار مي شود باشد. پوشيدن روسريهاي ليزي كه روي مو تاب ايستادن نمي آورند و براحتي موها را نمايان مي سازند – به عنوان شكل و وضعيت طبيعي – و زنان بايد مرتب آنها را جلو بكشند تا با اجبارهاي حكومتي همراهي كنند –به عنوان شكل و وضعيت قسري و تحميل شده – همين تمايل گريز را بخوبي نمايان مي سازد. سوم. طراحان لباس در دنيا به دنبال گسترش حيطهء انتخاب افرادند اما طراحي مد لباس براي پوشش در حوزهء عمومي ايران بر گسترش انتخاب شخصي بانوان و آقايان متكي نيست. كاركرد اصلي حكومت محدود كردن دايره هاي انتخاب شخصي در همهء حوزه هاي زندگي است و اين محدود سازيها در مورد زنان مضاعف است. مد لباس از جبرهاي جامعهء ايران تبعيت مي كند همان طور كه روابط انساني در سريالهاي آبگوشتي صدا و سيماي اقتدارگرايي و ادبيات تحت سانسور و كنش و واكنش آدمها در حوزهء عمومي تابع آن جبرهاي خفقان آورند. از سالهاي پاياني دههء 1370 كه نخستين نمايشهاي روی صحنه لباس در ايران برگزار شد مد و طراحی لباس از شكل غريزي و فردي آن دارد خارج مي شود و شكل سازمان يافتهء بيشتري به خود مي گيرد. طراحان ايراني لباس میكوشند با نفوذ به قلعهء محدوديتهاي پوشش "اسلامی” به لباس زنان از حيث رنگ، طرح و اندازه تنوع ببخشند و دامنه، انتخاب در حوزهء پوشش را گسترش دهند. چهارم. طرح لباس ملي توسط منصوبان خامنه اي در مجلس هفتم در عين نمايش ميل سيري ناپذير حكومت براي در اختيار گرفتن همهء امور زندگي شهروندان از جمله با طراحي لباس، سه هدف اصلي را دنبال مي كند: مقابله با تحولات مد لباس كه خارج از حيطهء كنترل حكومت است با عنواني تحريك كننده براي كساني كه غم هويت ملي ايرانيان را مي خورند؛ همشكل و همگون كردن جامعه اي كه اصولا باردار تفاوت و تنوع است با لباس همشكل، همان كاري كه رضا شاه مي خواست بكند اما روحانيت با نوع لباس ارائه شده توسط آن به مقابله پرداخت و البته نه با اصل ايده؛ و دخالت هر چه بيشتر حكومت در حوزهء خصوصي مردم يعني حوزه اي كه در قلمرو پوشش بيش از قلمروهاي ديگر در برابر همشكل گرايي تماميت خواهانه به مقابلهء عملي پرداخته است. از اين جهت لباس ملي مورد نظر پادوهاي مافياي سياسي چيزي بيش از” چادر + مانتوهاي گوني شكل + مقنعه هاي كيسه مانند و چركين“ دههء شصت با يك بيان تازه نيست. نسل تازهء اقتدارگرايان مي خواهند اختراعات دههء شصت براي محدود تر كردن زنان را دوباره اختراع كنند. اسلامي كردن در نگاه منصوبان مافيا جدايي جنسيتي، راندن زنان به پستوها و چپاول منابع ثروت، قدرت و منزلت توسط باورمندان راستين به سلطان فقيه است. البته در اين ميان طراحاني نيز وجود دارند كه با عنوان لباس ملي مي خواهند بخشي از بودجه هاي دولتي را كه در اين حوزه ها صرف مي شوند به خود اختصاص دهند – طاعتشان مقبول – و از لوازم طرح اين گونه ايده ها چندان آگاهي ندارند. Copyright: gooya.com 2009
|
||||