|
advertisement@gooya.com |
|
آنچه مي خوانيد به باور نگارنده بازتاب دهنده ، گرايش سياسي بخش قابل توجهي از جامعه جوان ساکن در مناطق شهري کشور ايران است.
سياست در ايران سالهاست که از عارضه بي توجهي فعالان سياسي و روزنامه نگاران به جهت گيري افکار عمومي رنج مي برد.عارضه اي که مي تواند جامعه سياسي را مرتبا در برابر رخدادهاي غيرمنتظره نظير نتايج انتخابات شوراها قرار دهد. بخشي از مشکل به فاصله سني بسياري از نخبگان ايراني با اکثريت جوان جامعه شهري باز مي گردد. شکافي که بعضا تا سه نسل يا نيم قرن ميان جامعه جوان صاحب راي با فعالان صاحب نام سياسي و روزنامه نگاران فاصله انداخته است.
اسطوره ها و آرمانهاي مقدس نسل پيشين ، در نگاه جوان ايران امروز ضد توسعه ، آرمانشهري و دشمن دمکراسي ارزيابي مي شود. دکتر علي شريعتي و جلال آل احمد تنها نمونه هايي از تصوير متضاد اسطوره و ضداسطوره پدران و پسران اند.
روزنامه نگاران هيچ کجاي دنيا بي اعتنا به نظر خوانندگان قادر به حفظ تاثيرگذاري خود نيستند. روزنامه نگاري در فضاي بي اعتنا به گرايش اکثريت ، به گفتگوي دوسويه روزنامه نگار با طرفداران و يا مخالفان محدودش بدل مي شود. امري که در فضاي محدود رسانه هاي اينترنتي و چاپي ما عملا اتفاق افتاده است.
با تحقيق در ميزان خوانندگان و همچنين نظرات - مقالات فارسي منتشره ، به پديده اي نه چندان اميدوارکننده بر مي خوريم : معدودي از خوانندگان سنتي ، دايره مخاطبان جامعه نويسندگان اينترنتي را بسته اند. در نظرات ( Comments ) يک نويسنده ، تماما نامهاي يکسان تکرار مي شود . عليرغم چندبرابر شدن دسترسي جامعه شهري ايران به اينترنت ، شمار خوانندگان رسانه هاي سياسي فارسي، آشکارا کاهش يافته است. نمونه واکنش به مرگ ياسر عرفات به خوبي بيانگر شکاف گفتمان روشنفکري رسانه اي فارسي و افکار عمومي جامعه جوان - شهري در ايران است.
جامعه جوان ايران زندگي و مرگ ياسر عرفات را چگونه مي بيند ؟
۱ - قبل از هر چيز « ياسر عرفات و فلسطين » مسئله جوان ايراني نيست. عرفات را نماد آرمان فلسطينيان مي خوانند ، جوان ايراني باور کنيد معناي واژه آرمان را نمي داند. عرفات پديده دوران جنگ سرد است. يعني پانزده سال قبل. اين را سفرها و مذاکرات متوالي او به اتحاد جماهير شوروي در۱۹۶۸ ، ۱۹۷۰ ، ۱۹۷۲* ، ۱۹۷۴ و ديدارهايش با برژنو و آندره پوف مي گويد. اکثريت شهروندان ايران امروز ، روزگار شهرت انقلابي « ياسر عرفات » را به ياد نمي آورند ، چرا که هنوز به دنيا نيامده بودند. اگر « فردگرايي» آنگونه که مي گويند اساسي ترين جستار شخصيتي نسل ايران امروز باشد ، پس نام ياسر عرفات همانقدر براي جوان ايراني جذاب است که Paulo Lukamba رهبر شورشيان گروه UNITA در آنگولا.
۲ - جوان ايراني دليلي براي احساس همبستگي اسلامي با فلسطين و عرفات ندارد. اصولا هويت اسلامي - عربي در مناطق شهري و مدرن ايران به قدري تضعيف شده است که بر رفتار سياسي شهروندان تاثير خاصي ندارد. عرفات و PLO بلافاصله پس از آغاز جنگ ايران و در تمام طول جنگ عليه ايران و به نفع صدام حسين موضع گرفتند. عرفات يک مبارز چپ ناسيوناليست عرب بود. او به خون عربي رگهاي خود افتخار مي کرد. دنياي عرب را « الوطن العربي » و اعراب را « اشرف الامم » مي خواند. عرفات رزمندگان خود را براي کشتار ايرانيان در سپاه تحت رهبري سردار قادسيه گسيل داشت. بر اساس نظريات افراطي قومگرايان عرب « يهوديان و فارس ها » از سگ و خوک پست ترند. رفتار سياسي ياسر عرفات در طول دوران جنگ ايران و عراق جز اين نگفت. حتي پس از پايان جنگ با حمله عراق به کويت ۱۹۹۰ ، ياسر عرفات بر خلاف دوستان مصري و سعوديش ، به طرفداري از صدام حسين برخاست تا آنجا که از جامعه سياسي کشورهاي عرب ، طرد و در انزواي کامل ناچارا به امضاي قرارداد اسلو ۹۳ تن در داد.
۳ - دمکراسي و آزادي اساسي ترين نياز جوان ايراني است. جوان ايراني خرد و کلان عالم را با ترازوي دمکراسي مي سنجد. قهرمانان او ايمره ناگي ، واتسلاوهاول ، لخ والسا و ديگراني اند که براي انتخابات و نظام سياسي رقابتي کوشيده اند . عرفات چون بهترين دوستانش يعني صدام حسين و حافظ اسد ، دشمن دمکراسي و دشمن دمکراسي انتخابي بود. عرفات در تمام زندگي سياسي اش قدمي براي ارتقاي ارزشهاي اساسي جوامع دمکراتيک بر نداشت. عرفات درست مانند سران ديگر کشورهاي عربي** چيزي از حاکميت قانون ، آزادي مطبوعات ، قراردادها و جوامع مدني نمي دانست و نمي خواست که بداند. عرفات چنان بر تماميت خواهي اصرار داشت که نخست وزير برگزيده و بهترين دوستش « محمود عباس » نيز نتوانست سلطه و خودکامگي پيرمرد را تاب آورد و استعفا داد. همين ماجرا با دومين نخست وزير برگزيده يعني « احمد قريع » نيز تکرار شد.
۴ - عرفات از فاسد ترين سياستمداران عصر ما به لحاظ مالي بود. اين را ديگر همه مي دانند. خانواده و بستگان او در غزه و سرزمينهاي فلسطيني چنان به فساد مالي شهره اند که چندي پيش انتصاب برادرزاده اش « موسي عرفات » در يک سمت امنيتي ، به شورش نظامي در مناطق تحت کنترل دولت خودگردان انجاميد. رسانه هاي مستقل بين المللي ثروت بازمانده رهبر فلسطينيان را رقمي مابين ۶۰۰ تا هزار ميليون دلار تخمين مي زنند. ياسر عرفات ماليات شهروندان اروپايي را که به عنوان بودجه و براي کمک به کودکان فقير و شهروندان گرسنه غزه در اختيارش قرار مي گرفت با گشاده دستي بيش از ملک فهد ، بذل و بخشش مي نمود. همسر و دختر ۹ ساله اش در پاريس ماهانه چيزي در حدود يک ميليون دلار مستمري دريافت مي کردند در حاليکه کودکان گرسنه و بيمار غزه بخاطر عدم دسترسي به داروهاي ۸۰ سنتي و ۲ دلاري جان مي سپردند.
۵ - عرفات جز بدبختي و ماتم براي فلسطينيان هيچ نياورد. او فقط يک ديکتاتور « بديمن »بود ، فلسطينيان بدون ياسر عرفات ، حماس ، حزب الله ، سوريه و جمهوري اسلامي ايران - سالهاي سال پيش به حقوق برابر با ساير ملل دست مي يافتند. عرفات با سفرهاي پياپي به ويتنام و اتحاد شوروي ، ملت خويش را کودکانه در برابر جهان سرمايه داري قرار داد. او مي توانست با در پيش گرفتن رويه « شيخ زايد حاکم امارات » و دوستي با غرب ، فلسطين را چون دبي به هنگ کنگ خاورميانه بدل نمايد. او بر صورت غرب و ايلات متحده خنجر کشيد. حتي تحليلگران طرفدار ياسر عرفات هيچگاه او را بخاطر لجاجت کودکانه ، تعصب آميز و عربي در رد پيشنهاد « باراک - کلينتون » در کمپ ديويد نمي بخشند ، کمپ ديويد همه آن چيزي بود که فلسطينيان نيم قرن برايش جنگيده بودند. عرفات ، شخص عرفات به تنهايي و نه هيچکس ديگر، طلايي ترين فرصت تاريخي صلح براي خاورميانه را بدون هيچ دليلي خودخواهانه از بين برد تا آريل شارون از صندوقهاي يک انتخابات دمکراتيک سر برآورد.
۶ - چفيه اي که تا آخرين لحظات بر گردن ياسر عرفات رخ مي نمود ، مظهر نفرت در جامعه مدرن ايران است ، تصوير جوانان حامي ياسر عرفات ، لباس و صورت ايشان فتوکپي بسيجياني است که جوانان ايراني را در کوچه بازار به کابل و قنداق تفنگ مي نوازند . پيشاني بند هاي سبز الله اکبر ، لااله اله الله و نصر من الله و فتحا قريب، در تهران و جنين هردو از يک جا مي آيد و يک معنا مي دهد. شيوه زندگي جوان ايراني يعني « ترانس موزيک ، آبجوي هاينکن ، اکستازي، دي جي تيستو و پاول فان ديک» اين همه شيوه مشترک زندگي جوان ايراني در تهران و جوان اسرائيلي در تل آويو است. خوب يا بد ما هيچ وجه مشترکي با جوانان فلسطيني نداريم نه زندگي مذهبي مان - نه بنيادهاي اعتقادي ، نه نفرت و ضديت با يهود و نه عشق به خشونت و بمب گذاري انتحاري به همبستگي ما و فلسطينيان مي انجامد. اگر در غزه جوانان فلسطيني پس از پخش تصاوير يازدهم پستامبر به خيابان ريخته و شادي کردند. در تهران و تل آويو جوانان ايراني و اسرائيلي براي همدردي با بازماندگان با شمعهاي روشن به خيابان آمدند. ايران تنها کشور اسلامي بود که اکثريت قريب به اتفاق شهروندانش به گواهي آمارهاي معتبر درست مانند شهروندان اسرائيلي از حمله ايالات متحده به عراق و انتخاب مجدد پرزيدنت بوش حمايت مي کردند. جوان ايراني به عراق ، فلسطين و اسرائيل فقط و فقط از دريچه منافع ملي اش مي نگرد و نه افسانه و اسطوره ، آموزه هاي ۲۵۰۰ ساله تا امروز به ما مي گويد در « سراسر تاريخ هيچ دو موجوديتي به اندازه ايرانيان و يهوديان منافع ملي مشترک نداشته اند » ، اسرائيل يگانه کشوري است که ايرانيان در آن ، بالاترين مناصب مديريتي از رياست جمهوري گرفته تا وزارت دفاع را در اختيار دارند و ترديد بر اين حقيقت روا نيست که « يهوديان اسرائيلي ايراني به سرزمين ۲۵۰۰ ساله مادري خود يعني ايران بسيار بيش از سيد محمود هاشمي العراقي و نقدي عشق مي ورزند » ، جوان ايراني درگير يک مبارزه جانفرسا و کشنده ، اما شيرين ، براي دمکراسي و حقوق بشر است. يکسوي اين معادله فلسطين قرار دارد :
- جايي که مردان مسلح الفتح چند ماه پيش از پنجره سلول يک فلسطيني زنداني که به گمان ايشان خائن بود ، نارنجک درون پرتاب کردند ، مرد زخمي و تکه تکه شد اما نمرد ، زندانبانان او را به بيمارستان بردند ، مردان مسلح دوباره سر رسيدند و مرد بيمار را روي تحت بيمارستان به رگبار بستند ، اين تصوير فلسطين است ، جايي که هر ماه چند مسلمان فلسطيني را به اتهام ثابت نشده همکاري با اسرائيل مي کشند ، پوست مي کنند و چند روز از پا در مقابل ساختماني آويزان مي کنند تا مايه عبرت سايرين شود
اسرائيل طرف ديگر اين معادله است :
- تنها دمکراسي آزاد و انتخابي خاورميانه ، بالاترين ضريب آزادي مطبوعات ، احزاب سياسي ، نهادهاي مدني، شفافيت اقتصادي و احترام به قانون. جايي که دولت خود را موظف مي بيند ، حتي هزينه درمان و وکالت بمب گذاران انتحاري را از ماليات شهروندان پرداخت کند ، جايي که متهم بدون وکيل محاکمه نمي شود
جوان ايراني حتي اگر شديدترين انتقادات را به عملکرد احزاب تندرو و مذهبي در اسرائيل داشته باشد ، ترديد نکنيد که در انتخاب ميان « اسرائيل و فلسطين » ، منافع ملي خود را چون پدرانش قرباني « آرمان و اسطوره گرايي» نخواهد کرد.
و همين حقيقت ساده فرداي روشني را براي ايران ما نويد مي دهد.
-------------------------------
* آغاز کمکهاي تسلحياتي کمونيست ها به عرفات
** به استثناي قاضي ياور و اياد علاوي در عراق امروز