آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
23 اردیبهشت» حسين موسويان، زينب پيغمبرزاده و علی فرحبخش، بهمن احمدی امويی29 اسفند» نميخواستم براي يك انتخابات كار به داد و بيداد بكشد، گفتوگوی بهمن احمدي امويي با مهدي كروبي، سرمايه 30 دی» رويارويي بازرگانان در تهران، درگيري سنت و مدرنيته در بخش خصوصي ايران، بهمن احمدي امويي 28 آذر» طبقهء متوسط در ايران بعد از انقلاب، گفتگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد 30 آبان» چالش برسر جهتگيري اقتصادي جمهوري اسلامي و سازمان برنامهريزي، بهمن احمديامويي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » گرمابه فرشته (گزارش تصویری)، تهرونی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » چتر باز خوش شانس! (ویدئو) زيگزاگ هاي هاشمي رفسنجاني، بهمن احمدي امويي![]()
amouee@yahoo.com «بر اساس تجربهاي كه در يك سال اخير (سال 57 تا 58) بدست آوردهايم، مطمئن هستم اگر مجلس مؤسسان قانون اساسي تشكيل شود حدود 70 تا 80 درصد آن روحاني خواهند بود و مجلسي با اين تركيب يك قانون اساسي ارتجاعي به شما تحويل ميدهد. طوري كه شما از پشيماني انگشت خود را گاز خواهيد گرفت.» اين حرفها را هاشمي رفسنجاني در يك شب بهاري سال 58 در منزل موسوي اردبيلي خطاب به دكتر يدالله سحابي و ديگر اعضاي شوراي انقلاب زد. قرار بود در اين جلسه تصميم بر برگزاري مجلس موسسان قانون اساسي گرفته شود. مجلسي كه آقاي خمنيي به مهندس بازرگان دستور برگزارياش را داده بود. (به نقل از مهندس سحابي،كتاب اقتصاد سياسي جمهوري اسلامي،چاپ دوم،گام نو) هاشمي رفسنجاني، شايد تنها كسي در هرم قدرت جمهوري اسلامي باشد كه مبهمترين، غير شفافترين و ناپديدارترين مواضع را داشته است. دوستانش درباره او ميگويند: «آدم باهوش و بسيار زيركي است. قبل از انقلاب يك بيزينسمن (تاجر) بود. اما اگر شرايط به هم بريزد خود را به سرعت با شرايط تطبق ميدهد" (روغني زنجاني ، اقتصاد اساسي جمهوري اسلامي، ص 164، گام نو، چاب دوم) عملكرد هاشمي رفسنجاني در پس از آن سالها و تاكنون همواره وابستگي تام و تمام و همراهي با همان روحانيون ارتجاعي و خطرناكي بوده كه ديگران را از قدرت گرفتن آنها آگاه كرده بود. هنوز هم اين همراهي و وابستگي ادامه دارد. در دو دوره رياست جمهورياش كانديداي جامعه روحانيت مبارز بود. هم اينك نيز گفته ميشود كه آنها در تلاشاند تا از او حمايت كنند. اين جامعه روحانيت مبارز همانهايي هستند كه در ابتداي انقلاب از رياست جمهوري بني صدر حمايت كردند و در سال 76 از ناطق نوري. بخش عمدهاي از روحانيون سنتي از مدافعين وي هستند و خودش نيز بارها در طول تمام اين سالها آن را به شيوههاي مختلف تأييد كرده است. با اين همه، وقتي در سال 68 تعدادي از همان نيروهايي كه در سال 58 آنها را از خطر روحانيون مترجع ترسانده بود، نامهاي انتقادآميز از شيوه حكومت روحانيون برايش نوشتند، به وزارت اطلاعات دستور داد تا 60 نفر از آنها را بازداشت كنند و تا يكي دو سال هم آنها را در زندان اوين نگه داشتند و چه شكنجهها كه نكردند. وقتي هم در مقابل پرسش كميسيون برنامه و بودجه مجلس سوم قرار گرفت كه چرا مهندس سحابي را گرفتهايد، گفت: «سحابي رويش زياد شده بود و ما ميخواستيم يك مقداري روي او را كم كنيم.» (گفتگوي سحابي با دانشجويان تحكيم وحدت،ويژه نامه نقد دولت هاشمي ،سال1378 ) البته هاشمي از آنجايي كه بسيار زيرك و باهوش است و به خوبي خود را با شرايط تطبيق ميدهد، در يكي از نمازجمعههاي مهر ماه سال 69 باصراحت ميگويد: «دستگيري اين عده در ارتباط با آن نامه اعتراضي نبوده است. بلكه بسيار بالاتر از آن نامه بوده است. اينها ارتباطات خارجي داشتند و طرحي را در اختيار داشتند كه توسط خارجيها طراحي شده بود.» به نظر ميرسد با توجه به متغير بودن شاخصههاي رفتاري هاشمي رفسنجاني بايد اين زيگزاگهاي شديد در موضع گيريهايش را نه ناشي از اعتقاد، بلكه از همان هوشمندياش دانست كه هر زمان شرايط به هم ميريزد، بلافاصله خود را با آن وفق ميدهد. براي هاشمي رفسنجاني چند بار ديگر هم شرايط به هم ريخت واو تلاش كرد تا خود را با آن وفق دهد. در سال 73 و پس از اين كه دولت دومش به شدت مورد انتقاد بخش محافظهكار حكومت قرار گرفت و نمايندگان مجلس چهارم با وزراي كشور، ارشاد، اقتصاد و رئيس سازمان برنامه او مخالفت كردند و به آنها رأي ندادند و يا تحت فشار زياد آنها را مجبور به كنارهگيري كردند، هاشمي با ناراحتي گفت: «حالا كه اين طور است ضعيفترين و كمظرفيتترينها را به جاي آنها ميگذارم.» براي همين بود كه بشارتي را به جاي نوري در وزارت كشور گذاشت و ميرسليم را به جاي خاتمي در وزارت ارشاد و محمدخان را به جاي نوربخش در وزارت امور اقتصاد و دارايي. قبلا هم كه وزارت دفاع را به مؤتلفه داده بود و اطلاعات را به فلاحيان. در واقع آن قدر اوضاع به هم ريخته بود كه مجبور به كنار آمدن با شرايط شد. در سالهاي ابتدايي دهه 60 گرايش عمده مسئولان نظام جمهوري اسلامي به سياستهاي چپ و در عرصه اقتصاد به سياستهاي دولتي، شديد بود . هاشمي رفسنجاني هم به شدت به اين گرايشها تمايل داشت. تا آنجايي كه به گفته محمدعلي نجفي يكي از كارگزاران وي، «يك گرايش در نيروهاي انقلاب وجود داشت كه از نظر ريشه تفكر فلسفي سياسي ماركسيست نبودند، بلكه افرادي مسلمان بودند، اما خميرمايه تفكرشان حضور برنامهريزي شده دولت را شكل ميداد. عده زيادي از روحانيون و غير روحانيون مذهبي و اسلامي اين طيف را تشكيل ميدادند... حتي هاشمي رفسنجاني كه فرد موثري در تصميمگيري و رئيس مجلس و جانشين فرمانده كل قوا بود، هم همين گرايش را داشت تا حدي كه او را متهم به كمونيست بودن ميكردند و ميگفتند كه در زير عمامه وي داس و چكش پنهان است.» (گفتگوي نگارنده با محمدعلي نجفي ، اقتصاد سياسي جمهوري اسلامي، صحفه 236، انتشارات گام نو، چاپ دوم) با اين همه در سال 61 كارشناسان سازمان برنامه نخستين برنامه پنج ساله جمهوري اسلامي را طراحي و به دولت و مجلس ارائه دادند. نوربخش رئيس كل بانك مركزي مي گويد:«برنامه اول كار مشترك دولت و مجلس بود. در سال 61... اهداف و خط مشيها هم در آن مشخص شده بود... چند خط فكر اصلي در آن برنامه بود و توصيه شده بود كه به آنها عمل كنند. استفاده از منابع خارجي يكي از خطوط اصلي بود (اقتصاد سياسي جمهوري اسلامي، ص 95، چاپ دوم، انتشارات گام نو) حدود 70 درصد خطوط كلي آن برنامه همانهايياند كه بعدها در سال 68 به عنوان نخستين برنامه پنج ساله جمهوري اسلامي تصويب و به اجرا گذاشته شد. تقريبا تمامي كساني كه در ارائه آن برنامه نقش داشتند در سال 68 نيز در آن حضور داشتند. اما اين برنامه هم در دولت، توسط وزراي وابسته به موتلفه و هم در مجلس به رياست هاشمي رفسنجاني به شدت مورد نقد قرار گرفت و در سال 61 به گوشهاي انداخته شد. وزير كار احمد توكلي و وزير بازرگاني عسگر اولادي در دولت بر اين باور بودند كه برنامهريزي دخالت در كار خداوند است. در مجلس هم ميگفتند بلند پروازانه است و در شرايط جنگي اين برنامه را نميتوان اجرا كرد. عدهاي هم ميگفتند با مباني اقتصاد اسلامي و شرع ناسازگاري دارد. مهمترين مخالفتها در مجلس بود. البته بعدها هاشمي خود پرچمدار اجراي آن برنامه در سال 68 شد و اين دفعه آن قدر در اقتصاد آزاد پيش رفت كه متهم شد كه يك روحاني ليبرال طرفدار غرب است. به نظر ميرسد اين مواضع كاملا متضاد، بايد از يك هوش بسيار سرشار تراوش شود كه هر گاه شرايط را بد ميبيند با آن به راحتي كنار ميآيد. اقتصاد و سياست در نزد هاشمي رفسنجاني از ابتداي انقلاب تاكنون، در زمان رياست جمهورياش و در زمان كار در مجمع تشخيص، آمرانه و از بالا به پايين است. نه مشاركتي و دموكراتيك. راهبردهاي وي نابرابري طلبانه ، آمرانه و از بالا به پايين و متكي به سرمايههاي فيزيكي بود. در اين راهبرد نيروي انساني كمترين توجه و ارزش را داشته و دارد. عملكرد سالهاي دور و نزديك هاشمي رفسنجاني نشان ميدهد كه بيش از آن كه منافع ايران برايش مهم باشد، وضعيت خانوادهاش و در بهترين حالت منافع نظام از اهميت ويژهاي در نزد او برخوردار است. دلايل بسياري هم براي اين ادعا ميتوان آورد. او در زمان وزارت فلاحيان بر وزارت اطلاعات در خصوص موضوع معاونت ضد جاسوسي آن وزارتخانه براي حل موضوع خانوادگي خود با قاطعيت تمام معاون مربوطه و يكي از مديران كل آن وزارت خانه را بر كنار كرد. اين در حالي است كه به گفته خودش وقتي موضوع سعيد امامي و فرستادن اسلحه در قوطيهاي خيار شور به اروپا و مسئله سعيدي سيرجاني و فرج سركوهي مطرح شد، به توبيخ وزير اطلاعات اكتفا كرد. شنيده شده در همان دوران حدود 700 نفر توسط وزارت اطلاعات او به شيوههاي مختلف كشته شدند. اما ايشان كمترين عكسالعملي را نشان نداد. جز اين كه بگويد آنها با من هماهنگ نبودند. در جايي ديگر وقتي در قبل از شكلگيري مجلس پنجم، انصار حزبالله در رشت به فائزه هاشمي توهينهايي كردند، وي به عنوان رئيس جمهور شخصا استاندار را خواست و حتي گفته ميشود به او سيلي زد كه چرا اجازه داده چنين رفتاري با دخترش صورت بگيرد. اما در همان دوران و سالهاي پس از آن شاهد آتش زدن كتابخانهها، بر هم زدن سخنرانيهاي استادان دانشگاه و توهين به دانشجويان و فعالان اجتماعي توسط همان انصار حزبالله بوديم كه باز هم كمترين عكسالعملي را نسبت به اين اقدامات از سوي وي شاهد بوديم. هاشمي رفسنجاني را سردمدار گرايش به سوي اقتصاد آزاد و رقابتي، كاهش حجم تصديگري دولت و سياست تنشزدايي با خارج از كشور در جمهوري اسلامي ميدانند. واقعيت اين است كه تقريبا تمامي مقامات جمهوري اسلامي گرايشهايي به چپ داشتنتد و با فاصلههاي مختلف زماني نيز گرايشهاي راست از خود نشان دادند. اگر هم از هر كدامشان اين را بپرسيد؛ يقينا با افتخار از آن دوران و اين همه چپ روي تند و راست روي افراطي، ياد نميكنند. روغني زنجاني ميگويد: «تا قبل از انقلاب بچههاي مذهبي يك نوع گرايشهاي چپگرايانه داشتند... بايد اعتراف كرد كه در مقطع انقلاب و سالهاي اوليه آن ما هيچ گونه تئوري منسجم و مشخص در ذهن نداشتيم. اما به تدريج و در يك فرايند زماني و بر اساس تجربه به سمت يك تئوري مشخص حركت كرديم. مصاديق اين را هم ميتوان در مصوبههاي مجلس و شوراي نگهبان ديد كه نسبت به ابتداي انقلاب تغيير اساسي دارند، در حقيقت ضرورت اداره اقتصادي سياسي كشور و واقعيتهاي آن خود را بر آن تفكر اوليه كه نادرست هم بود، تحميل كرد... نظام طراحي شده برگرفته از برخي مسائل سرمايهداري، برخي تئوريهاي سوسياليستي و بخشي هم از برداشتهاي مذهبي بود. در واقع ملغمهاي از اين مجموعه متضاد بود.» (اقتصاد سياسي جمهوري اسلامي، گام نو، چاپ دوم، ص144). در سياست خارجي هم همين بس كه وقتي پست رياست جمهوري را ترك كرد، هيچ سفير كشور قابل اعتنايي در ايران نبود و همه سياست تنشزدايياش را وزارت اطلاعاتش بر باد هوا داده بود. اينك نيز شرايط به هم ريخته و هاشمي تيزهوش بايد با آن خود را تطبيق دهد. دستور كار اين است: «او با راستها نيست.، راست از هاشمي عبور كرده، خط قرمزهايي با راست و محافظهكاران دارد و يك اصلاحطلب است.» در زماني كه او هر روز آمدن و نيامدنش را به امروز و فردا موكول ميكرد، تمامي ستادهاي شهري و روستايياش را سامان داد. وزراي دولت و استانداران و فرمانداران را يكي يكي به سوي خود كشيده و بسياري از روزنامهها و نشريات محلي و استاني را در سراسر كشور خريداري كرد. بواسطه پسرش مهدي هاشمي در بهينهسازي مصرف سوخت ارتباطات گستردهاي با نشريات اروپايي و كانادايي بر قرار كرده تا او را يگانه نجات دهنده ايران قلمداد ميكنند. واقعا شرايط سخت و به هم ريخته است و بايد خود را با آن تطبيق داد. بسياري از كساني كه در اطراف او هستند همواره از چپ ترين تا راستترين مواضع را در كارنامه گذشته خود داشتهاند. مواضعي كه حالا تلاش ميكنند آن را به فراموشي بسپارند و ترجيح ميدهند كسي هم از آنها ياد نكند. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||