دوشنبه 23 خرداد 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي

تا وقتي آغاجري در كنار نيروهاي ملي، مذهبي و نهضت آزادي به زندان نرفت، تاج زاده محاكمه نشد و دهها وابسته و عضو اين سازمان و حزب مشاركت در جريان انتخابات مجلس هفتم رد صلاحيت نشدند، دوستان مجاهدين انقلاب از خواب خرگوشي خودي، غير خودي بيدار نشدند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


شكل گيري جبههء دمكراسي و حقوق بشر در داخل كشور و متشكل از حزب مشاركت، مجاهدين انقلاب اسلامي. نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي، گرچه دير هنگام و ناقص، از نگاه همهء كساني كه به دمكراسي و آزادي براي شهروندان ايراني مي انديشند گامي مثبت در فرايند دمكراتيزاسيون و استيفاي حقوق اساسي، مدني و بشر شهروندان تلقي مي شود. يكي از ضعفهاي مهم نيروهاي اصلاح طلب و دمكرات در سالهاي پس از دوم خرداد 1376، در كنار ضعف سازماندهي، كند شدن موتور توليد انديشه و فكر، فقدان تيمهاي سياستگذاري و برنامه ريزي، رانت خواری و امتیاز جویی بخشی از اصلاح طلبان درون حکومتی و كم توجهي به نهادهاي مدني و مستقل در مديريت و رهبري جامعه، تشت و تفرق اين نيروها بوده است كه در جريان انتخابات دومين دورهء شورا ها علي رغم فقدان نظارت استصوابي به شكست مجموعهء اصلاح طلبان و تسخير شوراهاي شهر در شهرهاي بزرگ با كمتر از ده در صد آراء توسط اقتدارگرايان انجاميد. نيروهاي چپ مذهبي كه پس از پيروزي دوم خرداد مست بادهء قدرت بودند همچنان به برنهادهء پيشين خودي- غير خودي خود بالاخص در چینش مدیران و همکاران تمسك كرده و براي كاهش فشار اقتدارگرايان همچنان قهر و فاصله گيري خود را با ديگر نبروهاي اصلاح طلب حفظ كردند (مرزبندي يك امر طبيعي است و هيچ كس انتظار برهم خوردن مرز هاي ايدئولوژيك ميان گروههاي سياسي را ندارد ). اين نيروها قدرت را ميان خود و كارگزاران تقسيم كردند و باجهاي بسياري نيز به نيرزوهاي اقتدارگرا دادند (نگاهي بيندازيد به فهرست كابينه هاي خاتمي: مظفر، وزير آموزش و پرورش خاتمي اكنون به عنوان نمايندهء آبادگران در مجلس هفتم است و دري نجف آبادي به عنوان وزير اطلاعات خاتمي از جمله صادر كنندكان فرامين قتلهاي زنجيره اي و اكنون از مديران بالاي قوهء قضاييه). مجاهدين انقلاب حتي تا سال گذشته همچنان از خودي – غير خودي كردن حرف مي زدند و لذا نشستن آنها بر سر يك ميز و به كناري نهادن نظر خميني مربوط به نهضت آزادي – كه آقاي محتشمي پور همچنان نان آن را مي خورد – يك تحول مهم در سنجهء ايدئولوژيك اين گروه به شمار مي آيد. همهء اينها از بركت كنار رفتن از قدرت، چشيدن زجر زندان و شكنجهء اقتدارگرايان و به جريان افتادن فرايند سياسي در رخداد انتخابات حتي در يك نظام سياسي اقتدارگرا و سلطاني است. تا وقتي آغاجري در كنار نيروهاي ملي- مذهبي و نهضت آزادي به زندان نرفت، تاج زاده محاكمه نشد و دهها وابسته و عضو اين سازمان و حزب مشاركت در جريان انتخابات مجلس هفتم رد صلاحيت نشدند دوستان مجاهدين انقلاب از خواب خرگوشي خودي- غير خودي بيدار نشدند.

شكل گيري اين جبهه چندين فرصت را براي جريان دمكراسي خواهي و حقوق بشر طلب در ايران ايجاد مي كند:
يك. پيراسته و خالص تر كردن نيروهاي اصلاح طلب. اين جبهه در صورت محدود نماندن به اعضای موجود صف بندي نيروهاي دمكراسي خواه را با اقتدارگرايان روشن تر خواهد كرد. با تشكيل اين جبهه كارگزاران و نيروهاي اقتدارگراي مجمع روحانيون مبارز كه همواره فرمانشان بيشتر به سمت نهادهاي انتصابي مي چرخد از حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب فاصله گرفته و اين امر این نيروها را به نيروهاي دمكرات و آزاديخواه تر نزديك تر مي كنند. يكي از علل شكست دولت خاتمي در پيشبرد برنامه هاي اعلام شده قدرت بيشتر عناصر غير وفادار به دمكراسي و حقوق بشر در سطوح بالايي دولت بود.
دو. اين حركت به سمت عقلانيت بيشتر در معادلات و معاملات سياسي است. گروههاي سياسي در داخل كشور دارند كم كم يادمي گيرند كه تبليغات سياسي- ايدئولوژيك و بسيج توده اي براي رسيدن آنها به اهدافشان كافي نيست و بايد از طريق چانه زني و همكاري و ياركشي به مقابله با حريف و جلب مشاركت هواداران بالقوه و بالفعل بپردازند.
سه. اين جبهه يك بار ديگر فرصت مناسبي را براي برداشتن مرزها ميان نيروهاي خواهان دمكراسي و حقوق بشر در داخل و خارج كشور فراهم كرده است. نزديك ترين گروه به جبههء جديد اتحاد جمهوريخواهان است كه همان برنامه هاي حداقلي جبههء دمكراسي خواه را با اندكي تفاوت دنبال مي كند. اعضاي كادر رهبري هر دو طرف اكنون فرصت منابسي را براي همگام كردن اقدامات خويش در اختيار دارند.
چهار. اين جبهه امكان تمركز نيرو براي حمايت جمعی و سازمان یافته از کساني را كه در بند اقتدارگرايان زنداني اند يا شكنجه مي شوند يا حقوقشان به نحو سبعانه اي توسط مافیای حاکم نقض مي شود فراهم مي كند. از آنجا كه مبارزهء بي هزينه حتي در فرايند اصلاح طلبي بهداشتي، كم هزينه، تدريجي و قانونی نیز غیر ممکن است همهء نیروهای فعال و مبارز به چنین حمایتی نیاز دارند.
پنج. امکان تداوم گفتگو میان همهء نیروهایی که طرفدار دمکراسی و حقوق بشر در ایران هستند.

و اما مخاطرات و تهديداتي كه اين جبهه با آنها رودرروست:
يك. محدود ماندن به يك تاكتيك انتخاباتي براي راي بيشتر آوردن نامزد حزب مشاركت و مجاهدین انقلاب و لذا عدم تلاش براي تداوم کار این جبهه پس از انتخابات و عدم تلاش براي ورود آن دسته از نيروهاي سياسي كه انتخابات را تحريم كرده اند به اين جبهه
دو. بسته ماندن بر روي نيروهاي غير مذهبي و لاييك و نيز محصور شدن در حصار مرزهاي ايران. اين جبهه هر روز نياز به خون تازه دارد، چه از حيث ايده و برنامه و چه از حيث نيروها. برنامهء اين جبهه بايد همچنان حداقلي بماند تا گروههای بیشتری از جمع نیروهای دمکرات و لیبرال را به این جبهه بکشاند.
سه. ايدئولوژيك كردن برنامهء حداقلي. برنامهء حداقلي اين جبهه بايد در همان حد سه اصل ” محوريت دمكراسي و حقوق بشر بدون قيد و بند هاي ايدئولوژيك“ (به کنارنهادن مردمسالاری دینی و حقوق بشر اسلامی)، ”مبارزهء مسالمت آميز و اصلاح طلبانه“، و « تقدم منافع و امنیت ملی بر دیگر منافع و ترجیحات» باقی بماند. اگر التزام به قوانین کشور در حد يك تاكتيك براي گذار به دمكراسي و فعاليت سياسي با محفوظ نگاه داشتن انتقادات به آنان و بيان آن انتقادات همراه باشد مشكلی براي اين جبهه ايجاد نمي كند اما ساختار حقوقي فعلي را تنها ساختار مناسب براي اين دوران ديدن ( با نگاه مشروطه خواهانه) يك مخاطرهء جدي براي اين جبهه ايجاد مي كند. در عین حال تقدم تغییر ساختهای واقعی قدرت بر ساختهای حقوقی گروههای عضو را از انفعال سیاسی باز می دارد. نقد انتخابات غير آزاد ونظارت استصوابي،‌ نقد قانون اساسي، نقد حكم حكومتي، محكوم كردن تهاجم عليه مطبوعات و فعالان سياسي، حمايت از نيروهاي حذف شده و تمايل به همكاري با جريانهاي بيرون از حكومت همچنان باید سرلوحهء فعالیت گروههای عضو جبهه قرار گیرد.


Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.008 seconds