آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
30 مرداد» مدارا، فرهاد سلمانيان19 مرداد» سیاست ارشادی، تضاد سیاست ها، فرهاد سلمانيان 17 فروردین» چه هنگام باید با تساهل رفتار کرد؟ درباره رقابت جهان بيني ها، ارزش ها و نظریه های گوناگون، يورگن هابرماس، ترجمه فرهاد سلمانيان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی (بخش دوم)، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » گرمابه فرشته (گزارش تصویری)، تهرونی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » چتر باز خوش شانس! (ویدئو) یک - دست شدن قدرت، فرهاد سلمانیان![]()
از آنجا که عنصر خردورزی به مثابه ی کنه و ذات هر گونه اعمال سیاست در سیستم های نیمه بسته یا بسته ی سیاسی اولویت خود را از دست می دهد، به نظر می رسد که حکومت های گوناگون شکلِ متشکل تحت تأثیر این پدیده نیز همیشه شکلی قابل اصلاح دارند و همواره حالت مطلوب تر از آن ها قابل تصور است. با توجه به چنین وضعیتی می توان به جمله ای از هانس یوناس، فیلسوف آلمانی (1993-1903) اشاره کرد: " کودکان خردسال و حکومت ها در یک مورد شباهت عجیبی به یکدیگر دارند: در واقع در این مورد که هرگز، حتا یک لحظه هم نباید آن ها را تنها گذاشت!" چرا که ممکن است فرضاً خانه را به آتش بکشند. این گفته در مورد ما نیز مصداق پیدا می کند؛ چرا که سعی داریم حکومتی یکدست داشته باشیم. در واقع با این یکدست شدن و تک جناحی شدن، قدرت یک - دست و افلیج هم می شود. درگیری همیشگی ای که ما در دو دهه ی اخیر با آن روبرو بوده ایم، همان ناتوانی در بازی کردن دو دست با یکدیگر است. چون معمولاً در هر وضعیت غالبی جناح مغلوب ساکت نخواهد نشست و برای قدرت از دست رفته دست به کار خواهد شد و اینجاست که در نتیجه ی نبودن هیچ گونه قواعد مدون و مشخصی برای بازی دو دست و نیز کناره جویی و مسدود بودن قوای روشنفکری به مثابه ی نیروی سنجشگر و ناظر اصطکاک و فرسایش درونی اجزای سیستم سیاسی و به دنبال آن هرز رفتن نیروها در تمامی لایه های سیاسی و به دنبال آن اجتماعی آغاز می شود. این همان وضعیتی بود که ما کم و بیش در دوران قدرت گرفتن اصلاح طلبان تجربه کردیم. در واقع نحوه ی بازی و سازمان جناح ها در ایران به گونه ای نبوده است که جناح مغلوب در هر انتخابات، نقشی پویا در مجموعه ی نظام سیاسی ایفا کرده باشد، و همواره در هر انتخابات یکی جناح تبدیل به نیروی مقاومی در مجموع سیستم می شود و این نقصانی است که در دو دهه اخیر ساختار سیاسی و کارکردهای دو جناح را شامل می شده است. این نقصان تا حدی از نبود قدرت خودسامانی در درون احزاب و ضعف سازمان احزاب ناشی می شود و فردمحوری موجود در آن ها نیز خود در این میان نقش چشمگیری ایفا می کند. از طرف دیگر فروبستگی و ناوابستگی این مجموعه ها به جمع مردم علت دیگر انفعال آن هاست. ترکیب پیش پا افتاده ی احزاب امروز مسأله ای است که معمولاً در معادلات و تا حد زیادی تحلیل های اجتماعی امروز هیچ نقشی ندارد. احزاب ما در اوقاتی غیر از انتخابات چه مناسبات و تعامل هایی با مردم داشته اند؟ آیا ساخت این احزاب با نیازها و نیروهای اجتماعی همساز است؟ در حال حاضر رویکرد اغلب این احزاب حداکثر کار تبلیغاتی و برگزاری سخنرانی های آموزشی است و این یعنی حداقل کارکرد احزاب. البته نحوه و وجود تأثیرگذاری این نوع رویکرد قابل پرسش است. تک جناحی و یکدست شدن قدرت همانا به معنای یک - دست شدن و در بلند مدت و با سیاست گذاری هایی که محوریت علمی ندارند، به معنای بی- دست شدن قدرت و در نهایت از دست رفتن قدرت است! قدرت بیش از هر چیز باید قادر به انتزاع این آموزه ی تاریخی باشد که: باید با هر دو دست بازی کرد و یک دست شدن تنها در لایه های بسیار معدود امکان پذیر است و در بلند مدت اقتدارگرایی هایی از این دست نیز از هم فرومی پاشند. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||