
|
advertisement@gooya.com |
|
جناب آقای احمد باطبی
پاسخ جنابعالی به نامه خود را (فراری دادن بزرگ) مطالعه کردم. ظاهراً نوع گويش و ادبيات به کار گرفته شده توسط اينجانب در آن نامه موجبات تکدر خاطر جنابعالی را فراهم کرده و بر همين اساس تفـّـُوه قلم تان را آغشته به عنصر عتاب کرده و اينجانب را مستحق نواختن دانسته ايد که همين جا بر خود فرض می دانم بابت تهميد تغیـّــُر جنابعالی، عذر تقصير بخواهم.
اجازه فرمائيد اطاله کلام نکرده و فرض را بر آن می گذارم که تمامی تقريض و تحشيه های جنابعالی به اينجانب و نامه اينجانب مبنی بر:
ـ خوش نشينی در غرب و بی درکی از شدائد و مصائب بر شما گذشته.
ـ بی معنائی ادعای همسوئی اينجانب با جناب آقای ابراهيم نبوی در خصوص راهکار مناسب اتخاذتان در آينده.
ـ قياس مع الفارق قد و قواره سياسی و اجتماعی خود با بزرگانی چون گنجی و عبادی و نبوی بدليل ابتلا به توهّم خودبزرگ بينی.
ـ توهين به زنانگی بدليل اسارت در رسوبات فرهنگی و اعتقادات مردسالارانه و جنس دوم دانستن زن بواسطه ناپاک دانستن لکه حيض!
از اساس برخوردار از صحت است.
موارد فوق موضوع مورد مناقشه اينجانب طی نامه نخست به جنابعالی نبوده و دعا کنيد (که انشاالله با بشره بلند و روشن جنابعالی قطعاً مستجاب الدعوه نيز خواهيد بود) تا در صورت صحت برخورداری اينجانب از چنان امراض و آفات و ضعف و ابتلائات و قصوری در آينده موجبات شفای عاجلم فراهم گردد.
اما کل ادعای اينجانب طی نامه نخست به جنابعالی صرف نظر از حواشی آن که چندان محلی از اعراب ندارد ناظر بر يک مسئله محوری بود و آن اينکه با استناد به اظهارات خودتان در مصاحبه با سايت روز (داستان آن فرار بزرگ) می توان خروج شما از کشور را با «ظاهر فرار» اما «باطنی از قبل طراحی شده» گمانه زنی کرد.
اين چيزی است که در پاسخ جنابعالی به اينجانب کاملاً (يا به عمد يا به سهو) از قلم افتاده و ظاهراً جنابعالی ترجيح داده ايد بجای پرداختن به آن، متن را قربانی حاشيه فرمائيد.
اجازه بفرمائيد مجدداً آن بخش از نامه خود به جنابعالی را با يکديگر مرور کنيم:
«آيا فهم اين مسئله برای جنابعالی تا اين اندازه سخت بود که نتوانستيد درک کنيد کل داستان فرارتان را بايد به حساب پروژه از پيش طراحی شده وزارت اطلاعات ايران بگذاريد تا بدينوسيله از يک سو خود و نظام را از زير بار يک پرونده تاريخ مصرف تمام شده، رها کنند و هم زمان با کوچاندن جنابعالی به آمريکا و طبعاً هيجانزدگی مقتضای سن جنابعالی از اين فرار بزرگ و قرار گرفتن در مقابل دوربين تلويزيون صدای آمريکا و ابراز سخنگوی مدافعين حقوق بشر شدن تان، خوراک مناسبی برای افکار عمومی داخل کشور فراهم کنند تا ثابت شود سرنخ همه بحران و ناآرامی های ۱۸ تير در آمريکا بوده. برای اثبات اين ادعا چه سندی بهتر و قابل دسترس تر از احمد باطبی و و حضورش در استوديوی صدای آمريکا و اتخاذ مواضع سياسی اپوزيسيونی!!!؟ جناب آقای باطبی شما تصور می کنيد قوه قضائيه ايران برای بازگرداندن جنابعالی به زندان از جنابعالی رودربايستی داشته و يا اينکه ماخوذ به حيا بوده اند؟ مطمئن باشيد اگر عزم شان برای بازگرداندن باطبی به زندان جزم بود مانند مورد قبلی بدون اطلاع وسط خيابان جنابعالی را بازداشت و به اوين منتقل می کردند. مگر فراموش کرده ايد؟ متوجه نيستيد چه ساده بازی خورده ايد؟
ابتدا به جنابعالی از دادگاه تماس گرفته اند که به دليل فعاليت سياسی بايد به زندان بازگرديد مضافاً اينکه ديگر مشمول برخورداری از مرخصی نيز نمی شويد!
تا اينجای کار يعنی «ترساندن شما و ترغيب تان برای فرار». بعد هم که توسط وزارت در ايزوله قرار گرفته ايد و به اعتراف خودتان تمامی تلاش های تلفنی تان برای کسب اطلاع و نظر از بازجو و معتمدين تان به مشکل برخورده و ظاهراً!!! بدليل ايام عيد جملگی خارج از دسترس بوده اند! بقيه ماجرا نيز کاملاً قابل فهم است: مديريت ريموت کنترلی و از پشت صحنه برای دادن فضا به احمد باطبی جهت خروج از کشور بدون آنکه جنابعالی کمترين شکی از اين بابت کرده و در تمام مدت خود را در کانون فرار بزرگ تان بسوی آزادی فرض کرده ايد!»
جناب آقای باطبی
با توجه به بداهت طراحی فوق آيا اکنون به اينجانب اجازه می دهيد تا حاشيه رفتن های جنابعالی در پاسخ به نامه خود را ناشی از عصبانيت طبيعی و قابل درک تان بگذارم. اگر اشتباه نکنم ظاهراً جنابعالی نيز شخصاً و باطناً به صرافت بديهی بودن چنين ادعائی اذعان داريد، اما طبيعتاً می پذيرم اعتراف به چنين وقوف و سهوی آن هم در سپهر علنی جامعه سخت و بلکه ناخوشآيند است.
شايد هم اشتباه از سوی اينجانب بوده که از ابتدا نبايد اين موضوع را رسانه ای کرده و صرفاً به ارسال ايميل يا نامه خصوصی به جنابعالی اکتفا می کردم.
اما اجازه فرمائيد تا در همين جا فرصت را مغتنم شمرده و صادقانه خدمت تان معروض دارم: دغدغه و پرسش اصلی اينجانب در کتابت نامه نخست به جنابعالی يافتن پاسخ اين پرسش اساسی بود که:
احمد باطبی در طراحی و انجام پروژه مزبور در مقام «بازی خورده» قرار دارد يا به جايگاه «بازيگر» تکيه زده؟
خوشبختانه بعد از پاسخ جنابعالی به نامه اينجانب به وضوح پاسخ خود را دريافت کردم.
موفق باشيد ـ داريوش سجّادی
۲۰/تير/۸۷
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فراری دادن بزرگ:
http://news.gooya.com/columnists/archives/073965.php
داستان آن فرار بزرگ ـ مصاحبه احمد باطبی با سایت روز:
http://www.roozonline.com/archives/2008/07/post_8210.php
پاسخ به داریوش سجادی ـ احمد باطبی:
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/07/073998.php